بسیاری از ماها فکر میکنیم که درون گرائی یا برون گرائی خیلی ساده است، مثل افتادن در دو جعبه ی مختلف.اما حقیقت این است که شخصیت انسان به این سادگی ها نیست.

بسیاری از ماها فکر میکنیم که درون گرائی یا برون گرائی خیلی ساده است، مثل افتادن در دو جعبه ی مختلف: ترجیح میدهید جمعه شب ها با پیژامه در خانه بمانید یا با جمع کثیری از دوستانتان به یک بار بروید؟ سعی میکنید مرککز توجه باشید یا تا حد امکان از جذب توجه بیزارید؟

اما حقیقت این است که شخصیت انسان به این سادگی ها نیست. دکتر دن مک آدامز، رئیس انجمن روانشناسان دانشگاه نورثوسترن میگوید: (برون گرائی/درون گرائی یکی از ابعاد انسان است، مثل قد و وزن. بعضی ها در آن، به گونه ای افراطی هستند، مثلا خیلی چاق یا خیلی قدبلند، اما بعضی در میان این اشکال مختلف هستند.

علیرغم زاویه دیدِ ما، هیچ شکی نیست که شخصیت ما بر تمام افعال روزانه مان تاثیر میگذارد. پرفسور میشل رابینسون معتقد است: (هرکاری که یک انسان انجام میدهد، انعکاسی از شخصیت اوست. شخصیت همیشه همراه ماست و افکار و احساسات و رفتار ما را تحت الشعاع خود قرار میدهد).

شخصیت ما از پنج ویژگی تشکیل شده که روانشناسان به آن (پنجِ بزرگ) میگویند. مخفف این پنج خصیصه، کلمه ی اوشن یا اقیانوس به انگلیسی است.این خصیصه ها به گفته ی دوکتر اسکات بی این پنج مورد است: پذیرش تجربیات،وجدان،برون گرائی،موافقت و روان رنجور خویی.

بنابراین با اینکه برون گرائی تنها بخش کوچکی از شخصیت ماست، اما همچنان بر کنش ها و طرز تفکر ما تاثیر میگذارد. اینکه برون گرا یا درون گرا باشیم میتواند به نگاه اجتماعی ما، ارتباطات و شغل ما تاثیر عظیمی بگذارد. اینجا نکاتی برای تشخیص این دو ارائه میکنیم.

درون گرائی چیست؟

یک فرد درون گرا ترجیح میدهد بیشتر اوقات را در تنهایی خویش به همراه افکار و ایده های خودش بگذراند.

ویژگی های متعارف درون گرائی

  • لذت بردن از تنهائی
  • نداشتن میل به جذب توجه ها
  • علاقه به رابطه های تک نفره
  • تفکر قبل از سخن گفتن/پرحرف نبودن
  • برای بهبود احوال، تنها شدن
  • ترجیح به کار در فضاهای آرام
  • تمرکز عمیق بر روی یک سری علائق خاص
  • تلقی شدن به عنوان یک فرد خاموش

به گفته ی دکتر رابین الدستین: (چیزی که مردم را گیج میکند، تفاوت بین درون گرا بودن و خجالتی بودن است. خجالت همراه با اضطراب و مولفه های منفی است. اما درون گرائی خالص، این جنبه های منفی را ندارد. این گونه افراد فقط از تنها بودن خوشحال هستند و نیازِ آنچنانی به روابط اجتماعی ندارد، اما خجالتی ها چنین نگرانی هایی دارند:(آیا بقیه مرا دوست خواهند داشت؟ آیا مورد قبول خواهم بود؟) این موارد بیشتر شامل خجالتی بودن است تا درون گرائی).

نکته ی مهم دیگری که راجب درون گرایان وجود دارد، این است که اگر آنها ترجیح میدهند که اشخاص کمتری دور و ورشان باشد، به این معنی نیست که دوستی ها و روابط عاشقانه ی محکم و پایداری ندارند. وقتی یک دوستی تحکیم و تثبیت شود، دیگر هیچ فرقی ندارد که فرد درون گرا باشد یا برون گرا.

متاسفانه جامعه ی ما شامل دیدگاه هایی میشود، که برون گرائی را قابل قبول و برعکس، درون گرائی را یک امر عجیب یا منفور تلقی میکنند.

سوای اینکه درون گرایان روابط پایدار تری دارند، میتوانند در شغلشان هم موفقیت های چشمگیری به دست بیارند. تنها تفاوت آنها این است که سعی در جذب شغل هایی دارند که رگه هایی از تنهایی درشان به چشم میخورد، مثل حسابداری، مهندسی، نویسندگی یا رانندگیِ ماشین های سنگین که حاوی اوقات زیادی سفر و تنهایی است.

برون گرائی چیست؟

فردی که درون گرا باشد، از افراد و چیزهای اطرافش انرژی میگیرد و از این بابت خشنود است.

شاخصه های متعارف برون گرائی

  • داشتن روابط اجتماعی فراوان
  • لذت بردن از جذب توجهات
  • بلند فکر کردن
  • گرفتن تصمیمات سریع
  • انرژی گرفتن از اشخاصی که اطرافتان هستند
  • مشتاق و مثبت همراه با راه های دسترسی آسان به احساسات و عواطف
  • علاقه به کار های تیمی

دکتر رایان شرمن درباره ی اینگونه افراد میگوید: (برون گرایان بیشتر از بقیه در مرکز توجه هستند و افراد بیشتری را می‌شناسند).

اگرچه که هیچ تحقیقی نتوانسته به نتایجی راجب تفاوت نوع واکنش و پذیرش تغییرات در این دو گروه را تبیین کند، اما یک چیز کاملا واضح است. اینکه برون گرایان دایره ی اجتماعی بزرگتری دارند، در نتیجه وقتی مشکلی عظیم در زندگی شان رخداد میکند، افراد بیشتری نسبت به درون گرایان برای کمک به او میشتافتند.

همانطور که قبل تر هم گفته شد، جوامع مختلف نسبت به برون گرایان واکنش بهتری دارند. دکتر ادلستین میگوید: (در این دینا برون گرایان به راحتی با بقیه انسان ها ارتباط برقرار میکنند، مصاحبه های شغلی را انجام میدهند با افراد متعددی قرار میگذارند. این خصوصیات زندگی را آسان تر میکند).

بخشی از دلیل اینکه چرا سران مملکت همگی برون گرا هستند، همین است. همچنین در شغل هایی که بیشتر با مردم سر و کار دارید هم، برون گرایان خیلی بیشتر به چشم میخورند، مثلا فروشگاه ها.

لازم است تا بازهم یادآوری شود که برون گرائی تنها بخشی از ماجراست. دکتر ادلستین در این باره اذعان دارد: (درون گرا بودن یا برون گرا بودن، در ترکیب با مسائل دیگر مزه های متفاوتی میدهند وگرنه به خودی خود تفاوت فاحشی ندارند. مثلا یک برون گرا را فرض کنید که بسیار دلنشین و خوشرو است، اما در سمت دیگر برون گرایی است که به غایت بی ادب است و دائم با صدای بلند به این و آن توهین میکند.

خب، ازکجا بفهمیم که درون گرائیم یا برون گرا؟

بیشتر ما چیزی فی ما بین این دسته ها هستیم. و این خیلی خوب است، مخصوصا حالا که جوامع سعی میکنند مردم در دسته های مختلف بچپانند.

در واقع هیچکدام از این دسته بندی ها اعتبار علمی ندارند، تنها میتوانیم به احترام به شخص دیگری، بفهمیم که در چه دسته ای قرار میگیرد.

برای اینکه بفهمیم خودمان در چه دسته ای قرار میگیریم، دکتر شرمن پیشنهاد میکند که تست SAPA را بدهیم، چرا که وقتی نسبت به شخصیت خودمان آگاهی داشته باشیم، میتوانیم از ویژگی هایمان بهره مندی بیشتری داشته باشیم. (این نتیجه به ما حس پایبندی، توانایی پیش بینی و قابل اعتماد بودن را میدهد و باعث میشود در طی زمان بیشتر خودمان را بشناسیم).