«کار تمام آتش‌ها که تمام می‌شود، از آتش رفتن عبدالله ابن حسن و علی‌اصغر گرفته تا تن پاره‌پاره علی‌اکبر و دستان بریده عباس، حالا نوبت به رقص آتش عطش در پیش دیدگان حضرت مولاست. چشمانش، رو به تاری می‌رود. پیش رو، یک لشکر است و این‌سو، امام حسین (ع) و خواهر و کودکان. غروب روز […]


«کار تمام آتش‌ها که تمام می‌شود، از آتش رفتن عبدالله ابن حسن و علی‌اصغر گرفته تا تن پاره‌پاره علی‌اکبر و دستان بریده عباس، حالا نوبت به رقص آتش عطش در پیش دیدگان حضرت مولاست. چشمانش، رو به تاری می‌رود. پیش رو، یک لشکر است و این‌سو، امام حسین (ع) و خواهر و کودکان. غروب روز دهم، خوب که می‌ریزند و می‌تازند و می‌زنند و می‌گیرند و می‌دزدند، بوی سوختگی بلند می‌شود. انگار از سمت خیمه‌هاست …» آنچه می‌شنوید، شعری از «وحید قاسمی» و برداشتی آزاد از مقتل «لهوف»، با قطعاتی از «آرماند آمار» و «پیتر گابریل» است.

متن و اجرا: حسام‌الدین قاموس مقدم / انتخاب موسیقی و تدوین: حسین هرمزی